على ربانى گلپايگانى

287

درآمدى به شيعه شناسى ( فارسى )

حفظ جان خود به غار پناهنده شد . خوف از قتل در مورد امام منتظر عليه السّلام نيز چنين است . زيرا باتوجه به دلايل عقلى و نقلى ، آن حضرت آخرين حجت الهى در زمين است ، و مأموريت دارد كه در شرايط مناسب و به اذن و امر پروردگار آيين اسلام را بر سراسر جهان حاكم سازد ، و پرچم توحيد را در سرتاسر گيتى به اهتزاز درآورد . و از طرفى ، ستمكاران و تجاوزطلبان وجود او را بزرگ‌ترين خطر براى منافع نامشروع خود مىدانند . و طبيعى است كه براى كشتن او از هيچ نقشه و اقدامى فروگذار نخواهند كرد . در اين صورت ، غيبت ، بهترين راه حفظ جان او مىباشد . ممكن است گفته شود : در اين‌جا فرض ديگرى وجود دارد و آن اين‌كه خداوند از طريق معجزه وجود او را حفظ كند ، به اين صورت كه هيچ‌گونه سلاحى بر بدن او كارگر نيفتد ، و هيچ زهر و سمّى او را از پا درنياورد . در نتيجه هم امام ظاهر است و مردم از بركات وجود او بهره كامل مىبرند ، و هم خطرى وجود او را تهديد نمىكند . پاسخ اين است ، كه استفاده از معجزه براى حفظ جان افراد امرى است استثنايى و در موارد خاصى به كار گرفته مىشود . مشيّت خداوند در مورد حجّت‌ها و رهبران الهى بر اين استوار گرديده است ، كه آنان در ميان بشر زندگى طبيعى داشته باشند ، و قوانين حاكم بر طبيعت در مورد آنان بسان ديگران جارى باشد . مگر در موارد استثنايى و نادر ، زيرا اگر چنين نباشد قانون امتحان و آزمايش الهى نسبت به افراد بشر تحقق نخواهد يافت . روشن است كه اگر امام با چنان ويژگى كه در اين فرضيه آمده است زندگى كند ، همه‌ى افراد به صورت قهرى و غير عادى به او ايمان خواهند آورد ، و بالاتر از آن ، چه بسا او را موجودى فوق بشرى دانسته و او را پرستش كنند . اينها لوازم نامطلوب فرضيه‌ى حفظ جان امام از طريق معجزه در